پاسخ به موسوی خوئینی ها با منطق خودش!
ارسال شده توسط یاران امام در 91/9/15:: 9:18 عصرسید محمد موسوی خوئینی ها از چهره های شاخص و تصمیم ساز جریان اصلاحات در دیدار اخیر خود با اعضای سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار، مطالب تامل برانگیزی را مطرح نمود که در جای خود نیاز به نقد مفصل دارد. اما از آنجا که ایشان در بخشی از صحبت های خود با مغلطه به مطلب بسیار قابل تاملی اشاره نمودند، لازم دانستیم با منطق و استدلال خودشان به آن پاسخ دهیم.
ایشان در جایی از صحبت هایش با سفسطه (که از خصایص گفتاری وی است) بیان می کند: میگویند اگر میخواهید در انتخابات شرکت کنید باید از فتنه ابراز بیزاری بجویید. ابراز بیزاری یعنی چه؟ یعنی از آقایان مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی تبری بجوئیم؟ ما خودمان آقای موسوی را به عنوان کاندیدا معرفی کردیم، و او مدعی است رایش را خوردهاند و هنوز تکلیف این مساله روشن نشده است چون یک طرف دعوا را بر کرسی نشاندهاند وطرف دیگر را در خانهاش زندانی کردهاند، حالا ما از او برائت بجوییم تا بتوانیم در انتخابات شرکت کنیم و آنان همین داستان را دوباره تکرار کنند. کدام عقل سیاسی به ما اجازه این کار را میدهد؟ دین هم به ما چنین اجازهای نمیدهد. بالاخره آقای موسوی که تنها نیامد. من گفتم، شما گفتید، دیگران گفتند و خودش هم احساس وظیفه کرد و آمد، همین طور جناب آقای کروبی. آن وقت بگوئیم ما به ایشان ربطی نداریم.
آقای خوئینی ها خیلی زیرکانه و حساب شده صورت مسئله را عوض می کند و نقش جریان اصلاحات و آقایان موسوی و کروبی (بدون در نظر گرفتن نقش شان در حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و مواضع و حرکت های ساختارشکنانه و براندازانه ای که اتخاذ کردند) را فقط در مسئله کاندیداتوری آنها و انتخابات منحصر می کند!! و تازه طلبکار هم می شود و می گوید ما خودمان آنها را کاندیدا کردیم و باید از چی تبری بجوییم؟! انگار که مشکل آنها فقط کاندیدا شدن در انتخابات و اعتراض به نتیجه آن بوده است!! البته اگر ایشان غیر از این چیز دیگری بگوید باید تعجب نمود!!
خوب است برای پاسخ به ایشان به بخشی دیگر از صحبت هایشان و استدلالی که برای برخورد با سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در قضیه تسخیر لانه جاسوسی داشتند، توجه کنیم: تنها گروه مجاهدین خلق بود که کاری منافقانه انجام داد. آنها در ساعت اول پس از واقعه بیانیه دادند و مخالفت کردند و گفتند که این گروه که به سفارت هجوم بردند چیزی از امپریالیسم نمیدانند و پرچمدار مبارزه با امپریالیسم ما هستیم ولی به فاصله دو سه ساعت از واقعه، بیانیه دیگری دادند و از بیانیه نخستشان عذر خواهی کردند و از این اقدام اعلام حمایت کردند.
در لانه جاسوسی دفتری گذاشته شد که شخصیتهای سیاسی و نمایندگان احزاب که به آنجا میآمدند در آن دفتر چیزی مینوشتند و اعلام حمایت میکردند و این اقدام را به دانشجویان تبریک میگفتند و دفتر را امضا میکردند. از همه گروهها و سازمانها آمدند، حتی گروههای مارکسیستی مثل فدائیان خلق و غیر آنها نیز آمدند و اعلام حمایت کردند. البته ما گروه مجاهدین خلق را به دلیل همین رفتار منافقانهشان راه ندادیم. آقای مسعود رجوی - که نمیدانم زنده ست یا مرده - و آقای موسی خیابانی که در آن زمان او را مرد شماره 2 سازمان میدانستند و در درگیری در ایران کشته شد، چند ساعت پشت در لانه منتظر ماندند که فقط یک لحظه بیایند داخل تا آن دفتر را امضا کنند چون احساس میکردند که از قافله عقب افتادهاند ولی ما راهشان ندادیم.
جناب موسوی خوئینی ها ما هم شکی نداریم، مجاهدین خلق که نام واقعی آنها منافقین است(لعنت خدا بر آنها) می خواستند با رفتاری منافقانه وارد لانه جاسوسی شوند و برای بهره برداری خاص خود از آن حمایت کنند و اقدام شما را در طرد آنها می ستاییم، پس حالا بجاست ما هم با زبان و منطق خودتان با شما سخن بگوییم:
جنابعالی می گویید همه گروه ها و سازمان ها حتی گروه های مارکسیستی مانند فدائیان خلق را برای حمایت از تسخیر لانه جاسوسی به حضور پذیرفتید و آنها را برای اعلام حمایت به آنجا راه دادید ولی تنها گروهی که راه شان ندادید، گروه مجاهدین خلق (منافقین) بود و دلیلش را هم رفتار منافقانه آنها در قضیه تسخیر لانه جاسوسی اعلام می کنید و چرایی رفتار منافقانه آنان را در این می دانید که: آنها در ساعت اول پس از واقعه بیانیه دادند و مخالفت کردند و گفتند که این گروه که به سفارت هجوم بردند چیزی از امپریالیسم نمیدانند و پرچمدار مبارزه با امپریالیسم ما هستیم ولی به فاصله دو سه ساعت از واقعه، بیانیه دیگری دادند و از بیانیه نخستشان عذر خواهی کردند و از این اقدام اعلام حمایت کردند.
پس طبق استدلال شما نتیجه می گیریم که رفتار این گروه را بخاطر صدور دو بیانیه متفاوت (علی رغم عذر خواهی از بیانیه نخستشان) منافقانه تشخیص داده اید و برای همین دو عنصر اصلی آنها (مسعود رجوی و موسی خیابانی) علی رغم این که چند ساعت پشت در لانه منتظر بودند را برای اعلام حمایت به داخل راه ندادید و در واقع این رفتار منافقانه باعث طرد و عدم صلاحیت آنها برای حضور در لانه جاسوسی شده است.با توجه به مطالب و استدلال های شما در این خصوص لطفا به سوالات ما پاسخ دهید:
مجمع روحانیون مبارز که جنابعالی چهره شاخص و تصمیم ساز و به عبارتی مرد شماره یک این تشکل سیاسی اصلاح طلب هستید در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 تا مقطع کنونی، سه چهره متفاوت از خود نشان داده است که برای روشن شدن این موضوع لازم است، نگاهی به مواضع و بیانیه های این تشکل سیاسی بیاندازیم:
الف) چهره اول:
مجمع روحانیون مبارز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 خود را بعنوان یک جریان سیاسی داخل نظام و منتقد وضع موجود و مقید به فعالیت در ساختار های قانونی آن نشان می دهد. بعنوان مثال در بخشی از بیانیه حمایت خود از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات سال 88 چنین می گوید: مجمع روحانیون مبارز در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری به حکم احساس وظیفه دینی، انقلابی و ملی خود و در انجام عهدی که با امام و امت داشته است و دارد همچون همیشه به یاری حضرت حق در عرصه حضور فعال خواهد داشت و لازم میداند در این باب نظر خود را به استحضار ملت شریف برساند.
حضور در انتخابات قطعا باید به انگیزه پیروزی و برای دستیابی به نتیجهای باشد که آن را به مصلحت کشور و مردم و آئین و نظام میدانیم و تلاش برای پیروزی دارای موضوعیت است.
در این برهه حساس بهرغم تلاش و خدمت مسوولان محترم بر این باوریم که سیاستها، رویهها و اقدامها، طی سالهای گذشته که فرصتها و امکانات فراوان نیز در اختیار ملت و کشور بوده است، متاسفانه نتایج مطلوبی به بار نیاورده است و اصلاح امور و تغییر روندها به نفع آرمانهای انقلاب و مصالح کشور و مردم امری ضروری به نظر میرسد و آنچه از اولویت و فوریت برخوردار است عبارتست از انتخاب و طی طریقی که توفیق ما را در این تحول بیشتر کند.
مجید انصاری( دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز) مورخ 87/12/22 در حاشیه نشست سازمان اسلامی دانشجویان ایران (سادا) در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در خصوص بحث تقلب و تخلف در انتخابات که از سوی عدهای مطرح میشود، تاکید کرد: القاء عدم سلامت انتخابات، القائات دشمنان بیرونی و برخی از افراد بدبین در داخل است و نباید اجازه دهیم این فضا شکل بگیرد. وی با بیان اینکه یکی از نقاط قوت نظام جمهوری اسلامی ایران انتخابات سالم و آزاد است، تاکید کرد: بایستی این انتخابات سالم و آزاد را پاس داشته و اجازه ندهیم قبح این مسئله با این گفتهها بشکند.
ب ) چهره دوم:
مجمع روحانیون مبارز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در قامت یک جریان برانداز با مواضع ساختارشکن در برابر نظام اسلامی و آرمان های امام خمینی(ره) بروز و ظهور پیدا می کند و بهترین سند اثبات این چهره برانداز، بیانیه یکم تیرماه 1388 این تشکل سیاسی می باشد که در بخش هایی از آن چنین آمده است:
مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟... وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟... چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند و هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟... آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشهای است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟... مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواستهای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد، انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟... بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل میلیونها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر این زیادهخواهیها صمیمانه و متواضعانه تشکر میکنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشیها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد...
ج - چهره سوم:
مجمع روحانیون مبارز و شخصیت های شاخص آن بعد از نا امیدی از رسیدن به اهداف مد نظر از طریق حرکت ها و مواضع ساختارشکن و اردوکشی های خیابانی با تغییر چهره دوباره درصدد بازگشت به عرصه سیاسی و ورود به ساختار قدرت بر می آیند و بدین منظور در حال بازسازی چهره واقعی(تصویر براندازانه) بر ملا شده خود می باشند، سکوت و عدم صدور بیانیه ها و مواضع براندازانه توسط این تشکل و شرکت اعضای شناخته شده آن به ویژه آقایان خاتمی و موسوی خوئینی ها در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی علی رغم شروط آقای خاتمی برای شرکت در این انتخابات در همین راستا می باشد. لازم بذکر است که شرکت آقای خاتمی در این انتخابات باعث اعتراضات زیادی در طیف اصلاح طلبان به ایشان شد تا جایی که دفتر و شخص آقای خاتمی با صدور اطلاعیه هایی مجبور به دفاع از این کار شدند!! و جناب خوئینی ها هم که معمولا در ظاهر چهره ساکتی دارد طی یادداشتی مجبور به دفاع از ایشان شد!سوال کلیدی این است که چرا برخی اصلاح طلبان و طرفداران آقای خاتمی به شرکت او در این انتخابات اعتراض کردند؟ ولی افرادی نظیر آقای موسوی خوئینی ها از آن دفاع نمودند؟ در پاسخ به آن باید گفت چون طرفداران آقای خاتمی و برخی از اصلاح طلبان از برنامه جدید آنها برای تغییر چهره اطلاع نداشتند! و حرکت ایشان را برخلاف قرار قبلی می دیدند و برای همین در برابر این اقدام اعتراض کردند ولی اشخاصی نظیر آقای خوئینی ها که از طراحان این سناریو جدید بودند برای دفاع به صحنه آمدند!!
جناب موسوی خوئینی ها آیا این تغییر رفتارها و مواضع شما و تشکل متبوعتان طبق منطق خودتان منافقانه نمی باشد؟ آیا وضعیت جریانتان را مطابق با معیار نفاق شناسی خود در مسیر نفاق نمی دانید؟ شما که در قضیه تسخیر لانه جاسوسی تغییر موضع گروه مجاهدین خلق(منافقین) را علی رغم غذر خواهی آنها از موضع قبلی شان رفتار منافقانه می دانید و بخاطر همین رفتار منافقانه شان اجازه حضور در لانه را به آنها نمی دهید، آیا رفتار و تغییر مواضع شما بمراتب بیشتر و بدتر از آنها در آن مقطع نمی باشد؟ آیا این تغییر چهره ای که به اقتضاء شرایط و منافع تان می دهید، منافقانه نیست؟ اگر رفتار خود و جریانتان را منافقانه نمی دانید! حتما به ما حق می دهید که در سلامت قوه عاقله شما شک کنیم!! چرا که ما چیزی غیر از منطق و نحوه استدلال خودتان نمی گوییم! شما و جریانتان یک روز بعنوان یک جریان داخل نظام فعالیت می کنید و مطابق با همین وضعیت موضع گیری می نمایید و یک روز دیگر در قامت یک جریان برانداز با مواضع ساختار شکن نقش آفرینی می کنید! و حالا هم می خواهید براحتی بعنوان یک جریان داخل نظام در انتخابات شرکت کنید!!
جنابعالی اظهار می کنید: میگویند اگر میخواهید در انتخابات شرکت کنید باید از فتنه ابراز بیزاری بجویید. ابراز بیزاری یعنی چه؟ بهتر است بدانید اگر چنین گفته اند از موضع عفو و رحمت اسلامی بوده است و الا مطابق با منطق خودتان جریان متبوع شما حتی با ابراز بیزاری از عملکرد ننگین گذشته خود، باز هم اجازه و حق ورود به عرصه سیاسی و انتخابات را ندارد! همانگونه که شما بخاطر رفتار منافقانه گروه مجاهدین خلق(منافقین) علی رغم بیزاری که از موضع گذشته شان داشتند، اجازه ورود آنها به لانه را ندادید، پس بنا به نحوه استدلال خودتان اگر سال ها هم منتظر باشید دیگر صلاحیت حضور در عرصه سیاسی کشور را نخواهید داشت. امیدواریم بجای سفسطه و مغلطه پذیرای منطق و نتیجه استدلال خود باشید!